تورم به زبان ساده، با مثالهایی از زندگی روزمره
نوشتهٔ Omid Jamshidi · انتشار · ۶ دقیقه مطالعه
تورم چیست، چگونه اندازهگیری میشود، چرا تورمی که شما حس میکنید با رقم رسمی فرق دارد و برای پسانداز، دستمزد و وام چه معنایی دارد؛ با مثالهای ساده.
کمتر عدد اقتصادیای به اندازهٔ نرخ تورم در خبرها تکرار میشود و کمتر عددی اینقدر مستقیم سر صندوق فروشگاه حس میشود. این راهنما توضیح میدهد این عدد چه معنایی دارد، چگونه اندازهگیری میشود، چرا اغلب با تجربهٔ شخصی ما جور درنمیآید و برای پسانداز، دستمزد و وام چه پیامدی دارد. برای خواندنش لازم نیست اقتصاد خوانده باشید.
تورم چیست
تورم یعنی قیمتها بهطور میانگین در طول زمان بالا میروند و با همان مقدار پول کالای کمتری میشود خرید. اگر نرخ تورم ۳ درصد باشد، سبدی از کالاها و خدمات که سال پیش ۱۰۰ واحد پول قیمت داشت، حالا حدود ۱۰۳ واحد است.
واژهٔ «میانگین» مهم است. قیمت برخی چیزها خیلی بیشتر بالا میرود، برخی ثابت میماند و برخی حتی ارزانتر میشود. تورم روند کلی را نشان میدهد، نه قیمت تکتک کالاها را.
عکس آن، یعنی کاهش عمومی قیمتها، «تورم منفی» یا دفلاسیون نام دارد و با «کاهش تورم» فرق دارد. شاید خوشایند به نظر برسد، اما میتواند زیانبار باشد: اگر مردم و شرکتها انتظار داشته باشند قیمتها باز هم پایین بیایند، خرید و سرمایهگذاری را عقب میاندازند و اقتصاد کند میشود.
چگونه اندازهگیری میشود: سبد کالا
نهادهای آماری تورم را با «سبدی» از کالاها و خدمات اندازه میگیرند که نشان میدهد خانوارها معمولاً پولشان را صرف چه میکنند: خوراک، مسکن، انرژی، حملونقل، پوشاک، تفریح و بسیاری چیزهای دیگر. هر ماه قیمت هزاران کالا ثبت میشود و هزینهٔ سبد با همان ماه سال قبل مقایسه میشود.
هر بخش سبد وزنی دارد که سهم آن را در هزینهٔ خانوارها نشان میدهد. مسکن و انرژی وزن بسیار بیشتری از مثلاً چای دارند. یک مثال ساده: اگر سبد سال پیش ۱۰۰۰ واحد و امسال ۱۰۳۲ واحد قیمت داشته باشد، نرخ تورم ۳٫۲ درصد است، حتی اگر قیمت یکی از کالاهای داخل آن ۲۰ درصد بالا رفته باشد.
در ایران شاخص قیمت مصرفکننده را مرکز آمار ایران منتشر میکند و بانک مرکزی هم آمار تورم اعلام کرده است؛ رقمهای این دو نهاد همیشه یکی نیست. در اروپا و آمریکا هم هر کشور شاخص خود را دارد.
تورم ماهانه، نقطهبهنقطه و سالانه
در خبرهای فارسی معمولاً سه رقم میآید و نباید آنها را با هم اشتباه گرفت:
- تورم ماهانه: تغییر قیمتها نسبت به ماه قبل.
- تورم نقطهبهنقطه: تغییر قیمتها نسبت به همان ماه سال قبل.
- تورم سالانه (دوازدهماهه): میانگین قیمتهای دوازده ماه اخیر نسبت به دوازده ماه پیش از آن. این رقم آرامتر تغییر میکند و دیرتر نشان میدهد که روند عوض شده است.
وقتی دو خبر دو عدد متفاوت برای تورم میآورند، اول ببینید کدام نوع تورم را گزارش کردهاند.
چرا تورم شخصی شما با رقم رسمی فرق دارد
نرخ رسمی میانگین همهٔ خانوارهاست. نرخ شخصی شما به این بستگی دارد که چه میخرید:
- اگر مستأجر هستید و اجارهتان بالا رفته، تورم شخصیتان ممکن است خیلی بیشتر از رقم رسمی باشد.
- خوراک و انرژی را مرتب میخریم و افزایش قیمتشان را فوراً حس میکنیم، اما خریدهای کمتکرار را زود فراموش میکنیم.
- در اقتصادی که به واردات وابسته است، افزایش نرخ ارز خیلی زود در قیمت کالاهای وارداتی دیده میشود.
پس وقتی نرخ رسمی پایین میآید ولی قیمتها «هنوز گران» به نظر میرسند، هر دو میتواند درست باشد: نرخ پایینتر یعنی قیمتها آهستهتر بالا میروند، نه اینکه پایین بیایند.
چرا قیمتها بالا میروند
اقتصاددانان چند علت را از هم جدا میکنند که اغلب با هم عمل میکنند:
- تقاضا: وقتی مردم و شرکتها بیش از توان تولید اقتصاد خرید کنند، فروشندگان میتوانند قیمتها را بالا ببرند.
- هزینهها: وقتی انرژی، مواد اولیه یا دستمزدها گران میشوند، شرکتها بخشی از آن را به مشتری منتقل میکنند.
- انتظارات: اگر همه انتظار قیمتهای بالاتر را داشته باشند، کارگران دستمزد بیشتری میخواهند و فروشندگان از پیش قیمتها را بالا میبرند و همین به تحقق آن انتظار کمک میکند.
- پول و نرخ ارز: وقتی پول ملی ارزش خود را از دست میدهد، کالاهای وارداتی گران میشوند. در درازمدت، کشورهایی که حجم پولشان خیلی سریعتر از اقتصادشان رشد میکند معمولاً تورم بالایی دارند.
ایران سالهاست تورم دورقمی دارد و همهٔ این عوامل، بهویژه کسری بودجه، رشد نقدینگی و کاهش ارزش ریال، در آن نقش دارند.
تورم برای پول شما چه معنایی دارد
پسانداز: پولی که سودی نمیگیرد قدرت خریدش را از دست میدهد. با تورم ۳ درصد، قدرت خرید ۱۰۰ واحد پول پس از ده سال به حدود ۷۴ واحد امروز میرسد؛ با تورم ۳۰ درصد، پس از پنج سال به حدود ۲۷ واحد.
سود واقعی: آنچه اهمیت دارد سود بانکی منهای تورم است. اگر سپرده ۲۰ درصد سود بدهد و قیمتها ۳۰ درصد بالا بروند، پول شما در واقع کمتر میشود.
دستمزد: افزایش ۲۰ درصدی حقوق در سالی که تورم ۳۰ درصد است یعنی قدرت خرید شما کم شده است. به همین دلیل از «دستمزد واقعی» صحبت میشود.
وام: برای کسی که وام با سود ثابت گرفته، تورم همیشه بد نیست؛ مبلغ بدهی ثابت میماند در حالی که درآمدها معمولاً با گذشت زمان بالا میروند و بدهی در عمل سبکتر میشود.
یک قاعدهٔ سرانگشتی: عدد ۷۰ را بر نرخ تورم تقسیم کنید تا ببینید قیمتها حدوداً پس از چند سال دو برابر میشوند: با تورم ۲ درصد حدود ۳۵ سال، با ۵ درصد حدود ۱۴ سال و با ۱۰ درصد حدود ۷ سال. در تورمهای بالا این قاعده دقیق نیست: با تورم ۳۰ درصد قیمتها در کمتر از سه سال و با ۴۰ درصد در حدود دو سال دو برابر میشوند.
خبرهای تورم را چطور بخوانیم
- ببینید خبر کدام نرخ را گزارش میکند: ماهانه، نقطهبهنقطه یا سالانه.
- «کاهش تورم» یعنی قیمتها آهستهتر بالا میروند، نه اینکه ارزان شوند.
- منبع عدد را بررسی کنید؛ رقمهای نهادهای مختلف ممکن است فرق داشته باشند.
- به دورهای که عدد به آن مربوط است توجه کنید، بهویژه وقتی تقویم شمسی و میلادی کنار هم میآیند.
اگر میخواهید حساب کنید تورم با پول شما چه میکند، ماشینحسابهای رایگان تورم و سود مرکب در FinanzTool.info، یکی دیگر از سایتهای گردانندهٔ Omid57.info، کمک میکنند. تازهترین تیترهای اقتصادی چند رسانه در بخش اقتصاد همین سایت است، و راهنمای چگونه اخبار را هوشمندانه بخوانیم؟ توضیح میدهد آمار را در خبرها چطور بسنجیم.
جمعبندی
تورم یک میانگین است، نه وعدهای دربارهٔ قیمت هر کالا. وقتی بدانیم چگونه اندازهگیری میشود، چرا تجربهٔ شخصی ما ممکن است با آن فرق کند و چه اثری بر پسانداز، دستمزد و وام دارد، خبرهای اقتصادی را بسیار بهتر میفهمیم و با پولمان تصمیمهای بهتری میگیریم.